ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
40
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
مار در جامه او داخل شده و مشرف بر هلاك است و او مشغول پختن سكنجبين است براى دفع صفرا ، غافل از اينكه اكنون مار او را مىكشد ، و كسى را كه مار بكشد چه نيازى به سكنجبين دارد ؟ پيوست ضدّ غرور هوشيارى و علم و زهد است دانستى كه غرور مركَّب از جهل و حبّ خواهش شهوت و غضب است . پس ضدّ آن هوشيارى و علم و زهد است ، و هر كه هوشيار و زيرك و شناساى خود و پروردگار خويش و دنيا و آخرت باشد ، و چگونگى سلوك راه به سوى خدا و آنچه آدمى را به او نزديك مىسازد و از او دور مىكند بداند ، و به آفات راه و دشواريها و سختيهاى آن آگاه باشد ، از غرور اجتناب مىكند و شيطان وى را در هيچ يك از امور نمىفريبد ، زيرا هر كه خود را به بندگى و ذلَّت [ نسبت به پروردگار ] شناخت ، و دانست كه در اين جهان غريب و از شهوات حيوانى بيگانه است ، در مىيابد كه اين شهوات براى او زيانبار است ، و موافق طبيعت و فطرت او همانا معرفت خدا و نظر به وجه اوست ، پس نفس خود را رام شهوات دنيا نمىسازد ، و هر كه پروردگار خود را شناخت و دنيا و آخرت و لذات آن دو و ناسازگارى آنها را دانست محبّت خدا و رغبت به سراى آخرت و نفرت و بيزارى از دنيا و لذات آن در دلش بيدار و بر انگيخته مىشود . و چون اين خواست و اراده بر دل وى چيره شد نيّتش در همه امور درست مىگردد ، و اگر مثلا به خوردن يا بر آوردن حاجتى اشتغال نمود قصدش از آن كمك گرفتن براى سلوك راه آخرت است ، و هر گونه فريفتگى و غرورى كه سرچشمه آن كشمكش اغراض و آرزومندى و كشيده شدن به دنيا و به جاه و مال باشد از او بر طرف شده است ، ولى ما دام كه دنيا براى او محبوبتر از آخرت باشد و هواى نفس خود را از رضا و خشنودى خدا دوستتر دارد ، رهائى از غرور برايش ممكن نيست . پس كار اصلى در علاج غرور اين است كه : دل را از دوستى دنيا خالى كند